تبليغاتX
زمانه ی ما
جمعه 28 تیر1387
انهدام های ساختگی و 11 سپتامبر

زمانیکه مشاورین رییس جمهور آمریکا طرح 11 سپتامبر را به جورج واکر بوش تقدیم می کردند, هیچ گاه فکر نمی کردند که طرح آن ها روزی از سوی رژیم ایران مورد تقلید قرار بگیرد .

بوش برای حذف مخالفین سیاستهای امریکا در سرتاسر جهان نیاز به حادثه ای جهانی نیز داشت . بالاخره حادثه 11 سپتامبر رقم خورد تا بوش ارتش امریکا را ارتشی برای مقابله به تروریست ها معرفی کند و از همان چند ماهه ی بعد از حادثه به سرکوب و براندازی  حکومت های  مخالف ,ابتدا  در افغانستان و عراق بپردازد . جمهوریخواهان هر چه بیشتر مردم امریکا  را از تروریستها به رعب و وحشت می انداختند تا هر چه بیشتربودجه ی لازم برای اهداف خود را از مجلس کسب کنند .

دراثبات  ساختگی بودن حادثه ی 11 سپتامبر همین بس که آن روز هیچ یهودی در برجهای دوقلوی تجارت جهانی که قرار بود منهدم گردند, وجود نداشت . حتی مهندسین ساختمان اعتقاد دارند که انهدام این برجها فقط با برخورد چند هواپیما میسر نبوده است و خبر از وجود انفجارهای داخلی و زیر بنایی در خود برجها می دهند .

جرج بوش و حکومتش که در جامعه ی امریکا برای هر تحرکی نیاز به افکار عمومی حمایت کننده دارند تنها راه جذب افکار عمومی برای جنگ به اصطلاح با تروریست ها را چنین فاجعه ای می دانستند و این افکار عمومی ترسوی امریکایی بود که آغاز جنگ ها را اعلام کرد .

حالا که این جنگ رخ داده رژیم ایران که خود را محصور قلمرو جدید امریکا می داند, به همان افکار عمومی احتیاج دارد که بوش نیاز داشت. رژیم ایران خیلی خوب می داند که هدف نهایی امریکا چیزی جز سیطره بر کل منطقه و همان طرح خاورمیانه بزرگ نیست. هدفیکه به چنین رژیمی در ایران اجازه ی ادامه ی حکومت نمی دهد .

این تنها افکار عمومی منزجر است که آمریکا را از منطقه خارج می کند . افکار عمومی منزجر نیاز به خرابکاری دارد . خرابکاری که افکار عمومی علت آنرا امریکا بداند .

انفجار حرمین مطهر امامان شیعه در سامرا در جهت همین اصول است . شیعیان که اکثریت مردم عراق و ایران را شامل می شوند از هر چه بگذرند از این حوادث ناگوار مذهبی نمی گذرند . افکار عمومی با این انفجارها سریع تر منزجر می شود و راه را برای خروج امریکا میسر می سازد . نگاه عامه نیز به دلیل شیعی بودن حکومت ایران به سمت آن بر نمیگردد .

خروج امریکا نفس راحتی برای رژیم ایران است. نفسی راحت که پیروزی بزرگ سیاسی هم محسوب می شود .

اگر صدامیان و دیگر گروه ها ی معاند شیعیان می خواستند به این انفجارها دست بزنند چرا تا به حال که قدرت در اختیار آنان بود چنین نکردند ؟.

اینجاست که نگاه های تحلیلگر سیاسی  به سمت نیروی سومی می رود که افکار عمومی از آن بی اطلاع است . نیروی سومی که تاثیر مخرب خود را بر افکار عمومی گذاشته است . افکار عمومی که ناخوداگاه با آن همراه گشته است و زمینه ی نیل به اهدافش را فراهم می سازد .

نوشته شده توسط محمد.پ در 0:0 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه 21 تیر1387
ام بی سی پرشیا و اهداف مرموز آل سعود

ام بی سی این رسانه ی قدرتمند عربستان صعودی که امروزه به علت رعایت کردن اکثر فاکتورهای استاندارد بین المللی کانالی شناخته شده در دنیاست ,همچنان گسترش می یابد . هنوز ام بی سی اکشن دیگر کانال جدید این گروه به یکسالگی خود نرسیده است که با تیزر غیر مترقبه ی کانال فیلمی به زبان فارسی روبرو می شویم .ام بی سی پرشیا قرار است دست بر نیاز روز مردم فارسی زبان علی الخصوص جوانان بگذارد . نیازی که به موازات گسترش رسانه ها گسترش می یابد . نیازی که در شرایطیست که جوان ایرانی تفریحات سالم کمی دارد .

اما سئوال اینجاست که صاحبان ام بی سی یعنی آل سعود به دنبال چه اهدافی می باشند که اینگونه به ولخرجی می پردازند ؟ قرار است این رسانه چه تاثیراتی بگذارد ؟ اصلا آیا فقط عربستانیها در آن دست دارند یا دیگران هم بدنبال اهداف خود می گردند ؟

در کنار و یا لابلای نمایش فیلمهایی که از آن لذت می بریم و از دیدن آنها از رسانه ی ملی خودمان محرومیم تبلیغاتی وجود دارد که اهداف بلند مدتی را در نظر گرفته است . رسانه ای بدین شکل  یعنی تاثیرات اقتصادی, فرهنگی, اجتماعی .

تبلیغ فرهنگ هالیوودی, تبلیغ جذب سرمایه به سمت کشورهای عربی , تبلیغ بازار مصرف و انواع تبلیغ های دیگر که گوش و چشم را ناخوداگاه پر می کند و ذهن را به سمت آن سوق می دهد .

به هر صورت نیاز فیلم دیدن یکی از نیازهای اساسی زندگی مدرن است اما خرد به جلوگیری از تاثیرات سوء چنین رسانه هایی حکم می دهد . اما عقل باید به نحو احسنت تاثیر منفی را از تاثیر مثبت تشخیص دهد . ذهنیکه که مورد هجوم تبلیغات بی حد و مرز است باید توانایی تشخیص مثبت از منفی را داشته باشد و به حفظ مثبت ها و دفع منفی ها بپردازد .   

کا ش خودمان صاحب اصلی ام بی سی پرشیا بودیم و در آن به تبلیغ فرهنگ فراموش شده ی اصیل خودمان می پرداختیم .

مطالب مرتبط:

+ تحليلي بر اهداف پيدا و پنهان شبكه ام بي سي فارسي

++ وبلاگ ام بی سی پرشیا

+++شبكه هاي فارسي زبان يك به يك مي‌آيند

++++باشگاه طرفداران ام بی سی پرشیا

نوشته شده توسط محمد.پ در 2:45 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه 16 تیر1387
انقلاب سفید یا تحول اقتصادی

یکی از مهمترین بحران هایی که حکومت ها با آن مواجه هستند بحران مشروعیت است . مشروعیت برای حکومت چیزی نیست جز درصد بالای رضایت مردم و پذیرش آزادانه حکمرانی حاکمان از سوی اقشار مختلف مردم .

در دنیای کنونی منتقدان سیاسی میزان رضایت مردم برای بقای یک حکومت را بالاتر از 70 درصد می دانند . بنابراین هیچ تضمینی برای بقای هیچ حکومتی نیست, مگر آنکه آن حکومت مردمی باشد . چرا که تنها حکومت مردمی است که به سطح رضایت عمومی می رسد .

اولین دلیل فروپاشی رژیم پهلوی را باید سطح بالای نارضایتی های عمومی دانست . رژیمی که بیش از حد به شخص شاه – که از شخصیتی بسیار ضعیف و نابخرد رنج می برد – متکی بود, با شکست افکار اقتصادی اش روز به روز به سطح نارضایتی مردم افزود . شاه که از سال 1342 تا 1356 حکومت را با ذهن مغرورانه خویش فقط در استبداد خود می دانست, روز به روز با ضعفهای ریز و درشت مملکتی مواجه می گشت و مواجه شدن شخصیت ضعیف و ساختار سیاسی از هم گسیخته با این مشکلات منجر به تصمیم گیریهای اشتباه بعدی می شد . اشتباهاتی که به ابعاد متفاوت زندگی مردم رسوخ پیدا می کرد و به بحران های اقتصادی, فرهنگی , سیاسی منجر می شد .

همانطور که بحران های گوناگون پیش می آمد سطح نارضایتی اقشار گوناگون جامعه هم افزایش پیدا می کرد . اما بزرگترین بحران , بحران اقتصادی است . بحرانیکه عامه ی مردم را در می نوردد . تورم و افزایش قیمتهای نیازهای اساسی مردم, رشد بی رویه قیمت مسکن, اجاره بها و زمین و دیگر تورمها ی گوناگون همچنان مردم را بیش از پیش ناراضی تر می کرد .

شاه که به تنگ آمده بود و در کمال نابخردی صدای انقلاب مردم را با تحرکاتی همچون قیام های متعدد در گوشه و کنار ایران شنیده بود تسلیم اصلاحات شد . از اصلاحات اقتصادی گرفته تا نرمش در رفتار سیاسی. اما سال 1356 یعنی بعد از 2 دهه استبداد واقعا زمان برای اینکار گذشته بود .

اگر انقلاب سفید را آغاز این اصلاحات بدانیم اصلاحات شاه همانند ترحم مادر فاحشه ای بود که می خواهد به فرزندش که از فاحشه گری او خبر دارد غذا بدهد .

حکومت آخوندی زمانه ی ما عبرت های فراوانی از اشتباهات رژیم منحوس پهلوی گرفته است اما خود اگاه یا ناخودآگاه وضع حال حاضر رژیم آخوندی شبیه رژیم سابق شده است .سردمداران رژیم پهلوی در خیال باطل خود اصلاحات و انقلاب سفید را راهی برای ادامه ی حکومت خود می دیدند و حالا با طرح به اصطلاح بزرگ تحول اقتصادی از سوی سردمداران رژیم منحوس آخوندی روبرو هستیم . تحول اقتصادی زما نه ی ما همانند انقلاب سفید آن زمانه, زمانی برای انجامش باقی نمانده است .

بحران اقتصادی, سیاسی, فرهنگی, مشارکت نمایشی مردم در انتخابات و نه در امور سیاسی, نبود مطبوعات مستقلی که بتواند صدای مردم را به گوش حاکمان برساند و دهها پدیده ی نو ظهور استبدادی دیگر همه و همه دست به دست هم داده اند تا سطح نارضایتی اقشار مختلف از حکومت در زمانه ی ما نیز بالا رود . به این همه نفوذ حکومت به حریم خصوصی مردم را هم که از کثیفترین کارهاییست که یک حکومت می توند در حق مردم خویش انجام دهد اضافه کنید .

شاید بتوان اتفاقات چند ما هه ی اخیر در سراسر کشور را از جمله اتفاقات بسیار زشت پارک ملت و پارک لاله را جرقه ای برای انقلاب جدیدی خواند . اتفاقاتی که بیش از پیش چهره ی شیطانی رژیم را حتی برای فریب خوردگان نمایان ساخت .

با این توصیفات می توان صدای خرد شدن استخوانهای پوک رژیم را شنید همانطور که استخوانهای رژیمهای ظالم قبلی خرد شد .

پ.ن 1: در این باب می توان به اندازه ی یک کتاب تحلیل ارایه کرد که از حوصله ی این وبلاگ خارج است .

پ.ن 2: یکی از تفاوتهای بسیار شاخص این زمانه این است که تحرکات کثیف حکومت علیه مردم پشت سنگر اسلام صورت می گیرد . دین مبین اسلام که هر چه بیشتر توسط ناپاکان مخدوش می شود .

پ.ن3: از تاخیر بیش از اندازه ام در بروز رسانی وبلاگ از تمام مخاطبین عزیزم معذرت خواهی می کنم.   

نوشته شده توسط محمد.پ در 1:38 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
دوشنبه 10 تیر1387
.............................
..................................................................................................................

.........................................................................................................................................

..................................................................................................

........................................................................................................................................

.......................................................................................................................................

......................................................................................................................................

.............................................................................................................................

اندیشه ها فیلتر نمی شوند. ..........................

نوشته شده توسط محمد.پ در 1:23 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
پنجشنبه 23 خرداد1387
با اینا ...
امتحانات                                                                                                    

اسباب کشی

با اینا زندگیمو پر می کنم .

پ.ن ۱: متاسفانه سخت درگیر ۲ مولفه ی ذکر شده در شعر هستم و وقتی برایم باقی نمانده تا وبی آن کنم.

پ.ن ۲: پسری از سربازی برای پدرش اینطور تلگراف زد: " من کاظم پول لازم" پدرش هم در جواب گفت:"من تراب وضع خراب!".

پ.ن۳: یک قورباغه با یک طوطی ازدواج می کنه اسم بچه شان می شود قوطی.

پ.ن ۴: من وضع خراب به دنبال یک قوطی برای زندگی می گردم(اشاره به وضع مسکن).

پ.ن۵: پول قوطی جدا

         پول ترم تابستانی دانشگاه آزاد جدا

         پول چای و برنج و طماطه جدا

         و دیگر هیچ .

پ.ن۶: طماطه لغتی عربی است به معنی گوجه فرنگی .

 

نوشته شده توسط محمد.پ در 12:38 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه 3 خرداد1387
عزای عمومی راهبردی برای استعمار ملی

 ضررهای حاصل از استعمار ملی بسیار بیشتر از ضررهای استعمار خارجی است که عاید یک مملکت می شود.

مصداق بارز استعمار ملی هنگامیست که حکومت و زمام امور خرد و کلان یک مملکت به دست اعضای گروهکی بیافتد که تنها منافع خود را در پشت سیاست ورزیها دنبال می کنند.  

استعمارگر خارجی برای بقای خویش نیاز به درصدی از رضایت مردم دارد و همین نیاز باعث اعطای امتیازاتی به عموم مردم می شود اما استعمارگر داخلی به دلیل داخلی بودن خویش حتی نیازی به آن درصد نیز ندارد . چرا که در کنار قشری که کورکورانه از آنها حمایت و اطاعت می کنند, نوعی دیکتاتوری مخفی نیز به جریان حکومت آنها کمک می کند تا هر چه بیشتر آنچه که می خواهند را به توده ی مردم تحمیل کنند . قدرت توده ی مردم نیز با اهرم هایی همچون فشار اقتصادی روز به روز تحلیل می رود و مثابه انسانی می شود که دیگر نای راه رفتن ندارد چه رسد به گره کردن مشت های خویش .

قبل از اینکه بیشتر وارد مقوله ی استعمار ملی بشویم که در اینجا چندان مجالی برای آن نیست بگذارید که با این مقدمه وارد مقوله ی عزای عمومی شویم .

شکی نیست که تعطیلی بی مورد اهرمی است که هر چه بیشتر مملکتی را از پیشرفت عقب می اندازد- عقب ماندگی که خود یکی از راهبردهای تسلط بر مردم است - . حالا نه تعطیلی که شهروندان کتاب در دست بگیرند و مطالعه کنند . تعطیلی که شهروندان باید به عزا بپردازند . تعطیلی که در آن شهروندان تنها مجبور به انجام کاری هستند که گروهک حاکم خواستار آن است .

عدد روزهای تعطیل در طول سال که عزای عمومی است سال به سال بیشتر می شود و حتی از تعداد روزهای یکماه هم فراتر می رود و هر روز عزای عمومی مساویست با یکسال ناآگاهانه عمل کردن توده ی مردم در مقابل گروهک حاکم است – به این عدد روزهای نیمه تعطیل عزا را هم اضافه کنید - . اتفاقی که سیاست این گروهک آن را بیش از پیش سوق می دهد .

عزای عمومی حربه ای جدید برای بقای استعمار ملی نیست اما حربه ای است که سوق دهندگان آن به مزیت بالای آن پی برده اند و روز به روز آن را افزایش می دهند .

پ.ن1: شاید قشری وجود داشته باشد که بر خلاف این عمل کند اما آنچنان این قشر محدود است که به حاشیه رانده شده است .

پ.ن 2: تعریف استعمار در فرهنگ معین : تسلط مملکتی قوی بر مملکتی ضعیف به قصد استقاده از منابع طبیعی و ثروت کشور و نیروی انسانی افراد آن , به بهانه ی نابجای ایجاد آبادی و رهبری مردم آن به سوی ترقی.

نوشته شده توسط محمد.پ در 1:29 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
شنبه 28 اردیبهشت1387
افشین قطبی , مردیکه باید به او احترام گذاشت.

بعد از مدتها کش و قوس فراوان که آیا مربی خارجی یا مربی وطنی برای تیمهای باشگاهی  ایران مثمر ثمر واقع می شوند شاید به طور اتفاقی فوتبال ایران با پدیده ای مواجه گشت که هیچگاه نباید به کنار گذاشته شود . تجربه ای گرانبها که به همین سادگیها نمی توان از کنارآن گذشت .

افشین قطبی مربی وطنی ای که در خارج تعلیم دیده است و هم سطح مربیان طراز اول دنیاست . مربی ای که بر خلاف مربیان داخلی گذشته پرسپولیس از علم روز فوتبال برخوردار است و بر خلاف مربیان خارجی گذشته پرسپولیس از فوتبال ایران شناخت کافی دارد.

شاید مسئولین پرسپولیس هیچوقت فکر نمی کردند که قطبی بهترین انتخاب برای آنها باشد.

اگر از کنار مسائل فنی بگذریم با نگاهی اجمالی به رخدادهای امسال اردوی پرسپولیس می توانیم به شخصیت و درایت افشین قطبی تحسین بگوییم. مربی ای که با تمامی مربیان چند سال اخیر پرسپولیس کاملا متفاوت است . او قبل از هر چیز به بازیکنانش ادب و نظم و اخلاق می آموزد و نحوه ی آموزش هم جز این نیست که خودش بانی آن است.

هنوز بد دهنی ها و عکس العمل های سخیف علی پروین بعد از باخت های پرسپولیس از ذهنمان پاک نشده است که افشین قطبی سوپر مربی شخیص ایران حتی هنگامیکه می بازد نیز خونسردی خودش را حفظ می کند و با احترام باخت را می پذیرد, به آینده می اندیشد , آینده ای که سرانجام قهرمانی را برای او به ارمغان می آورد.

پ .ن 1: قهرمانی پرسپولیس را به تمام پرسپولیسیهای با شخصیت تبریک می گویم.

پ.ن 2: برای افشین قطبی نگرانم چرا که امثال علی پروین ها و امیر عابدینیها فراوانند که صالحانی همچون انصاریفردهاوقطبیها را به راحتی هر چه تمامتر از بین ببرند.

پ.ن 3: اینجانب استقلا لی ام.

نوشته شده توسط محمد.پ در 9:58 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 25 اردیبهشت1387
من, آندره تنه برگر, رابرت مایلز و حس های فرا آسمانی

مدتها پیش تقریبا در دوره ی نوجوانی چند کاست موسیقی از رابرت مایلز به دستم رسید و بعدها با هنرمندی دیگر در همین سبک یعنی آندره تنه برگر آشنا شدم. سبک این هنرمندان موسیقی, سبک ترنس متمایل به سول می باشد .

 رابرت مایلز ایتالیایی با آلبومی به نام سرزمین رویا , در تمام دنیا به شهرتی خاص در موسیقی الکترونیک رسید . آلبومی که برنده بهترین جایزه موسیقی الکترونیک سال 1997 نیز شد . ناگفته نماند که رادیو وتلویزیون ایران هم تنها کاری که مجوز پخشش را در این سبک داشتند همین بود و بارها وبارها قطعاتی از این آلبوم را در ضمیمه بسیاری از برنامه های ورزشی و غیره خود پخش کردند . البته اینکار در ایران به نام آسمان آبی توسط پویا موزیک منتشر شده است.

آندره تنه برگر آلمانی هم با ترکیب ترنس و انواع موسیقی دیگر به شهرتی خاص در اروپا رسید . کارهای ابتدایی آندره در واقع ترکیب کارهای خودش با بزرگانی همچون ژان میشل ژار و رابرت مایلز بود که سبک جالبی در الکترونیک را ارایه می کرد . از او در ایران آلبومی به نام اکسیژن ایکس منتشر شده است.

هر گاه کارهای این دو را می شنوم به حس عجیبی می رسم که با گوش کردن به هیچ نوع موسیقی دیگر نمی رسم . حسی که انگار در میان آرزوها و رویاهای آسمانی خودم قدم می زنم و از بالا به زمین و انسانها می نگرم . شاید حسی که انگار به خدا نزدیکترم. به قول یکی از دوستان گیتار الکتریک حتی بیشتر از دف و نی که در ایران سازهای عرفانی شناخته می شوند, عرفانی است.

با خود فکر می کنم که هنرمندانی همچون اینها به چه سطحی از درک جهان و عالم بشریت و عالم درون وبیرون و کائنات می رسند که به خلق چنین آثاری می پردازند ؟ این حس های فرا آسمانی از کجا می آیند ؟.

بدون شک درک این فضا که منجر به خلق چنین آثاری می شود ,چه ذاتا باشد و چه اکتسابی, رسیدن هنرمند را به عالیترین پله های درک عالم را  نشان می دهد. پله هایی که رسیدن به آن قلب و مغزی باز نیاز دارد و قلب و مغز باز نیازمند روحی پاک است. روحی که درجه های مرتفع عالم روحانیت را در خود بیشتر جذب کند. روحی که بزرگتر از روحهای معمولی است . روحی که هر چه بیشتر به سمت خدای خالق خویش پر می کشد .

پ.ن 1: از دیگر گروه ها و هنرمندانی که از کارشان لذت می برم می توانم به یاهل و تیستو اشاره کنم.

پ.ن2: از ایران هم میتوان به علی سماوات یا همان دی جی علیگیتور اشاره کرد که بعضی از کارهایش از این سبک پیروی می کند.

پ.ن3: ادامه دارد.

 

نوشته شده توسط محمد.پ در 8:49 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
دوشنبه 23 اردیبهشت1387
( عکس
مدتیست که برای چند شرکت عکسهای صنعتی می گیرم و در کنارش هر وقت صحنه ای نظرم رو جلب کنه سعی می کنم بگیرمش.هفته ی پیش که برای تهیه چند عکس به بالای برج دوما واقع درجردن رفته بودم این عکسها رو گرفتم, که گفتم خالی از لطف نیست که اینجا بگذارمشون و نظرات شما دوستان عزیزم رو جویا بشم .

ابر شهر و دایره های زنگی

ابر شهر و دایره های زنگی

گل وآهن و دود

گل و اهن و دود

نوشته شده توسط محمد.پ در 10:32 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
شنبه 21 اردیبهشت1387
رویای آبی

 

در میان تاریکی دلهای سیاه

رویای آبی من

با بالهای سرخش

که با حرکت باد به اهتزاز جاودانه اش ادامه می داد

لبخندی از بهشت

هدیه آورده بود

برایم.

لبخندی به زیبایی تمام رویاهای آبی.

هر چند

چشمهایم را دیگر یارای دیدنش نیست

اما لبخند ش

جاودانه ماند

برایم.

نوشته شده توسط محمد.پ در 10:42 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب