خبرگان بودجه بندی همیشه تذکر می دهند که باید بین آن چیزی که نیاز داریم و آنچیزی که دوست داریم داشته باشیم , فرق گذاشت و اولویت را طبق بودجه امان به نیازها و چیزهایی که لازم داریم بدهیم.
اما برای من همیشه دسته ای از چیزها وجود دارند که همیشه به نظرم ارزششان از همه بالاتر است. این دسته چیزی جز کتاب و موسیقی و خرجهای فرهنگی نیستند. خرجی که هیچوقت نتوانسته ام در موردش صرفه جویی کنم. شاید بارها و بارها شده است که مثلا از خرج پوشاک و گردش و اینطور چیزها زده ام تا بتوانم فلان موسیقی یا فلان کتاب را تهیه کنم و یا به فلان کنسرت موسیقی بروم. موسیقی و مطالعه برای من همانند وعده های غذایی هستند. همانطور که وقتی از نخوردن یک وعده ی غذایی احساس گرسنگی می کنیم , من وقتیکه یک موسیقی نو در طول هفته نشنوم و یا یک مطلب خوب نخوانم روحم احساس گرسنگی می کند.
چند وقتی بود بر خلاف میلم خواستم کمی صرفه جویی کنم , اما امروز باز هم وقتی از مبدان ولیعصر می گذشتم , نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و سری به انتشارات معروف هاشمی زدم. رفتن به انتشارات هاشمی همانا و خرج کردن تمامی .... بگذریم. نشر موسیقی هرمس کاری را به نام( ابرها) که منتخبی ازآثار بزرگان موسیقی سبک عصر جدید ایران است , منتشر کرده بود و اصلا نمی توانستم از آن بگذرم. و چند کار دیگر هم خریدم که بعد از شنیدن اگر مجالی بود معرفی می کنم.
هر چند که مطمئنم کارهایی که برایشان هزینه ی زیادی داده ام کارهای با ارزشی هستند , اما باز هم تصمیم گرفتم که اگر بودجه به اندازه ی کافی نداشتم اینبار دستهایم را ببندم - اما خودمونیم , بازم نمی تونم - .