|
یکی از مهمترین بحران هایی که حکومت ها با آن مواجه هستند بحران مشروعیت است . مشروعیت برای حکومت چیزی نیست جز درصد بالای رضایت مردم و پذیرش آزادانه حکمرانی حاکمان از سوی اقشار مختلف مردم .
در دنیای کنونی منتقدان سیاسی میزان رضایت مردم برای بقای یک حکومت را بالاتر از 70 درصد می دانند . بنابراین هیچ تضمینی برای بقای هیچ حکومتی نیست, مگر آنکه آن حکومت مردمی باشد . چرا که تنها حکومت مردمی است که به سطح رضایت عمومی می رسد .
اولین دلیل فروپاشی رژیم پهلوی را باید سطح بالای نارضایتی های عمومی دانست . رژیمی که بیش از حد به شخص شاه – که از شخصیتی بسیار ضعیف و نابخرد رنج می برد – متکی بود, با شکست افکار اقتصادی اش روز به روز به سطح نارضایتی مردم افزود . شاه که از سال 1342 تا 1356 حکومت را با ذهن مغرورانه خویش فقط در استبداد خود می دانست, روز به روز با ضعفهای ریز و درشت مملکتی مواجه می گشت و مواجه شدن شخصیت ضعیف و ساختار سیاسی از هم گسیخته با این مشکلات منجر به تصمیم گیریهای اشتباه بعدی می شد . اشتباهاتی که به ابعاد متفاوت زندگی مردم رسوخ پیدا می کرد و به بحران های اقتصادی, فرهنگی , سیاسی منجر می شد .
همانطور که بحران های گوناگون پیش می آمد سطح نارضایتی اقشار گوناگون جامعه هم افزایش پیدا می کرد . اما بزرگترین بحران , بحران اقتصادی است . بحرانیکه عامه ی مردم را در می نوردد . تورم و افزایش قیمتهای نیازهای اساسی مردم, رشد بی رویه قیمت مسکن, اجاره بها و زمین و دیگر تورمها ی گوناگون همچنان مردم را بیش از پیش ناراضی تر می کرد .
شاه که به تنگ آمده بود و در کمال نابخردی صدای انقلاب مردم را با تحرکاتی همچون قیام های متعدد در گوشه و کنار ایران شنیده بود تسلیم اصلاحات شد . از اصلاحات اقتصادی گرفته تا نرمش در رفتار سیاسی. اما سال 1356 یعنی بعد از 2 دهه استبداد واقعا زمان برای اینکار گذشته بود .
اگر انقلاب سفید را آغاز این اصلاحات بدانیم اصلاحات شاه همانند ترحم مادر فاحشه ای بود که می خواهد به فرزندش که از فاحشه گری او خبر دارد غذا بدهد .
حکومت آخوندی زمانه ی ما عبرت های فراوانی از اشتباهات رژیم منحوس پهلوی گرفته است اما خود اگاه یا ناخودآگاه وضع حال حاضر رژیم آخوندی شبیه رژیم سابق شده است .سردمداران رژیم پهلوی در خیال باطل خود اصلاحات و انقلاب سفید را راهی برای ادامه ی حکومت خود می دیدند و حالا با طرح به اصطلاح بزرگ تحول اقتصادی از سوی سردمداران رژیم منحوس آخوندی روبرو هستیم . تحول اقتصادی زما نه ی ما همانند انقلاب سفید آن زمانه, زمانی برای انجامش باقی نمانده است .
بحران اقتصادی, سیاسی, فرهنگی, مشارکت نمایشی مردم در انتخابات و نه در امور سیاسی, نبود مطبوعات مستقلی که بتواند صدای مردم را به گوش حاکمان برساند و دهها پدیده ی نو ظهور استبدادی دیگر همه و همه دست به دست هم داده اند تا سطح نارضایتی اقشار مختلف از حکومت در زمانه ی ما نیز بالا رود . به این همه نفوذ حکومت به حریم خصوصی مردم را هم که از کثیفترین کارهاییست که یک حکومت می توند در حق مردم خویش انجام دهد اضافه کنید .
شاید بتوان اتفاقات چند ما هه ی اخیر در سراسر کشور را از جمله اتفاقات بسیار زشت پارک ملت و پارک لاله را جرقه ای برای انقلاب جدیدی خواند . اتفاقاتی که بیش از پیش چهره ی شیطانی رژیم را حتی برای فریب خوردگان نمایان ساخت .
با این توصیفات می توان صدای خرد شدن استخوانهای پوک رژیم را شنید همانطور که استخوانهای رژیمهای ظالم قبلی خرد شد .
پ.ن 1: در این باب می توان به اندازه ی یک کتاب تحلیل ارایه کرد که از حوصله ی این وبلاگ خارج است .
پ.ن 2: یکی از تفاوتهای بسیار شاخص این زمانه این است که تحرکات کثیف حکومت علیه مردم پشت سنگر اسلام صورت می گیرد . دین مبین اسلام که هر چه بیشتر توسط ناپاکان مخدوش می شود .
پ.ن3: از تاخیر بیش از اندازه ام در بروز رسانی وبلاگ از تمام مخاطبین عزیزم معذرت خواهی می کنم.
+ نوشته شده در یکشنبه 16 تیر1387
ساعت 1:38 بعد از ظهر توسط محمد.پ
|
|