تبليغاتX
زمانه ی ما

خانه | پست الکترونیک | آرشیو

زمانه ی ما

دانایی یعنی تسلط , تسلط یعنی احترام , احترام یعنی جامعه ی مدنی


نمی خوام از کنار خیلی چیزهای به ظاهر ساده به راحتی گذر کنم.

+ نوشته شده در جمعه 22 شهریور1387 ساعت 6:58 بعد از ظهر توسط محمد.پ |

روحیه ی متناسب و قدرتمند همانطور که در تمامی کارهای دیگر موثر واقع شده و مهمترین گام در موفقیت است, در یادگیری زبان نیز نقش بسیار موثری را بازی می کند .

روحیه را نمی توان فقط میزان علاقمندی فرد تعبیر کرد, بلکه روحیه از فاکتورهای متفاوتی تکمیل می شود که محرک اصلی آن علاقمندی است .

برای فراگیر زبان محرک اصلی علاقمندی است و علاقه ی او از پس تجارب او بر می آید . برای مثال کاربرد دانستن زبان خارجی در استفاده از کامپیوتر, اینترنت وغیره علاقه ای را در فرد ایجاد می کند و فرد در برنامه ی آینده ی خود یادگیری زبان را در دستور کار قرار می دهد . حالا محرک اصلی بوجود آمده و علاقمندی به میزان قابل توجهی رسیده است .

اکنون به نقطه ای می رسیم که جرقه یا استارت اولیه باید بخورد. این رکن دوم روحیه رکنی است که به اجرا در نیامدن آن فرد را در مرحله ی علاقمندی باقی گذاشته و هیچ حرکتی صورت نمی گیرد . به عنوان مثال دوستانی را می شناسم که سالهاست از من می پرسند که از کجا شروع کنیم و یا به کدامین آموزشگاه برویم و من همیشه راهکاری را به آنها پیشنهاد داده ام و آنها نیز پذیرفته اند ,اما استارت این راهکارها هیچوقت نخورده است و آنها فقط علاقمندند که زبان یاد بگیرند اما هیچ عملی در پی آن نمی کنند و من هنوز هم وقتی آنها را می بینم منتظرم سئوال کلیشه ای خود را دوباره از من بپرسند .

مقوله بسیار فراتر از این بحث کوچک است اما هدف اصلی این مطلب روی شخصیتهائیست که معمولا در کارهایشان قصد طی کردن ره صد ساله در یک شب دارند .

تحقیقات روانشناسی در کشور ما نشان می دهد که در کشور ما افراد به علت کمبود آموزش های پایه ای زندگی و فشارهای متفاوتی که در طول دوره های متفاوت زندگی برای امرار معاش  متحمل می شوند ,علاقمندی فراوانی برای طی کردن ره صد ساله در یک شب دارند و یا به بیانی دیگر رسیدن به قله در یک چشم به هم زدن .

حوصله ی جامعه ی ما از کوشش فراوان خارج است, چرا که ما اینگونه تربیت شده ایم . ما آدمهایی هستیم که می خواهیم همه ی کارها به سرعت حل شوند, به همین علت هیچ مشکلی از ما به صورت ریشه ای حل نمی شود, چرا که به سرعت حل کردن یعنی طوری مسئله را حل کنیم که چند مدتی کار را راه بیاندازد نه اینکه مسئله دایما حل شده باشد . این را می توان در ابعاد متفاوت زندگی تک تک افراد جامعه ی ما دید .

در اینجا به بعد آموزش و آنهم آموزش زبان خارجی می پردازیم . به عنوان یک معلم همیشه با قشری روبرو بوده ام که خواهان یادگیری زبان در کمترین زمان بوده اند – حالا بماند که این طرز فکر باعث پر شدن جیبهای افراد سود جو گشته است - .

این قشر که مرحله ی استارت اولیه را پشت سر می گذارند مراحل بعدی روحیه یعنی پشتکار ,تحمل و کار مداوم را طی نمی کنند .به عنوان مثال یکی از شاگردانم که در بازار کار می کرد نوع روحیه ی کاری او طوری بود که روزانه یا سود فراوانی کسب می کرد یا ضرر فراوانی می کرد و حوصله ی او خارج از کار مداوم بود . کار او فقط پشت میز نشستن و با تلفن حرف زدن بود یعنی با صرف کمترین انرژی بالاترین سود را از آن خود می کرد . باید اعتراف کنم که از همان ابتدا که با روحیه این شاگردم آشنا شدم از میزان امیدم برای یاد دادن زبان به او کم شده بود اما باز خودم را برای کلاسها با امید و پر انرژی آماده می کردم . اما متاسفانه هیچوقت ندیدم که او از دو مرحله ی اولیه روحیه یادگیری فراتر رود و پیشرفت او بسیار اندک بود . او همینکه می توانست در سفر خارجی اش چند کلمه حرف بزند شوق و ذوق اش بیشتر می شد اما همه ی اینها به مرحله ی یک, یعنی علاقمندی مربوط است و مراحل بعدی که همچون زنجیره هایی به هم مربوطند طی نمیشد.

روحیه ای که به موفقیت منتهی میشود تلفیقی است از فاکتورهای متفاوتی که هر کدام به تداوم احتیاج دارد . فقدان هر کدام از زنجیره های موفقیت, موفقیت سطحی را منجر میشود که زود گذر است . لذت های زودگذر نیز همانند رسیدن چند لحظه اکسیژن برای شخصیست که در چاه عمیقی گرفتار آمده است و هیچگاه سعی نمی کند که از چاه در بیاید و مادام العمر از اکسیژن لذت ببرد .   



+ نوشته شده در شنبه 16 شهریور1387 ساعت 3:18 بعد از ظهر توسط محمد.پ |

آن زمان که موسیقی به رویا می پیوندد و روح را در لابلای ابرها بالا و بالا تر می برد, ملودی گیتاری رها شده به سمت کردگار راستین اوج می گیرد . فضا سفید است و چشم ها جز سفید نمی بینند . هنرمندی روشن تر که بر سفره ی نیکان همزاد پیامبران الهی نزد خداوند یکتاست,  شیرینی می نوشد و بر فواره ی روح بشری بار می نشاند . صدها بوسه بردست آن فکر و صدها سجده سوی صاحب سفره .

موسیقی چیزی جز نغمه ی دعوت به سفره ی  الهی نیست.

پ.ن: داشتم لابلای کاغذهای قدیمی می گشتم,  به این متن که فکر می کنم 5 سال پیش نوشتم, برخوردم . گفتم خالی از لطف نیست که اینجا منتشرکنم.

پ.ن۲: ششم شهریور ۲۴ ساله شدم.  



+ نوشته شده در شنبه 9 شهریور1387 ساعت 8:19 بعد از ظهر توسط محمد.پ |

منوی اصلی

درباره ی وبلاگ


محمد.پ هستم.متولد ششم شهریور 1363.اجتماعی می نویسم.گاهی هم سیاسی,فرهنگی,هنری و ورزشی.در رشته ی تدریس و ترجمه ی زبان انگلیسی درس خوانده ام و هم اکنون نیز در کنار ادامه ی تحصیل در رشته های دیگر به تدریس و ترجمه می پردازم.اینجاو آنجا هم قلمی می زنم.نوشتن را یکی از بالاترین نعمت های الهی می دانم و هدفم از نوشتن بهتر فکر کردن و گرفتن نتیجه ی بهتر در زندگی است.آرزویم جهانی آباد و مردمانیست که در صلح به شادی روزگار می گذرانند.

آرشیو

دوستان اهل قلم

سایت های مرتبط

امکانات

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM





Powered by WebGozar

قالب وبلاگ بلاگفا

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ zamaneyema محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط یاس تم